جمال الدين محمد الخوانساري

449

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

در آنچه اعتقاد ميكند وحكم ميكند در آن مشكلات ومبهمات بحجتي روشن ونه بدليلى محكم ، بلكه بوجوهى چند سخيفهء ضعيفه از قياسات ومانند آنها . 6608 فرض اللّه سبحانه الايمان تطهيرا من الشّرك . اين كلام تا آخر فصل « 1 » كلاميست « 2 » مشتمل بر ذكر أكثر واجبات وعلت وجوب هر يك ، وما هر يك را جدا نقل وشرح مىكنيم وترجمهء آنچه نقل شد اينست : « فرض كرده خداى سبحانه ايمان را از براي پاك گردانيدن از شرك » [ فرض ] بمعنى واجب است يعنى آنچه اتيان بآن سبب ثواب باشد وترك آن باعث عقاب ، وگاهى مستعمل مىشود در خصوص واجبي كه وجوب آن بقرآن مجيد يا بدليل قطعي ثابت شود وفرايضى كه در اين كلام معجز نظام مذكور مىشود همه از اين قبيل است كه از قرآن مجيد وجوب آنها ظاهر مىشود وآن دليل قطعيست [ وگاهى « 3 » « فرض » بر مستحبات نيز اطلاق مىشود خصوصا هر گاه تأكيدى در آن باشد ] ومراد اينست كه فرض شدن ايمان يعنى تصديق بوجود حق تعالى از براي اينست كه شرك يعنى كفر وانكار حق تعالى في نفسه بدترين بديهاست وپليدى ونجاست معنويست از براي نفوس وصوري از براي أبدان ، پس ايمان فرض شده از براي پاك گردانيدن از آن . والصّلوة تنزيها عن الكبر . وفرض كرده نماز را از براي پاكيزه گردانيدن از تكبر . مراد اينست كه تكبر ونخوت كه جبلى أكثر نفوس است بغايت نكوهيده ومذموم است واين نيز نجاستى

--> ( 1 ) يعنى تا فقرهء « والطاعة تعظيما للإمامة » كه آخر اين عبارتست وآن آخر فقرات مذكوره در فصل فاء است وذكر نكردن تمام عبارت واكتفا باشاره بآن براي آنست كه چون كلام مفصل است وشارح ( ره ) آنرا جزء جزء شرح ميكند حاجت نبود كه ديگر آنرا يك مرتبه مفصلا وسپس مجزّءا ذكر كند . ( 2 ) سيد رضى ( ره ) اين كلام را در باب « المختار من الكلم القصار » از نهج البلاغة نقل كرده ( ج 4 شرح نهج البلاغهء ابن أبي الحديد ، چاپ أول مصر ، ص 350 ) . ( 3 ) عبارت ميان دو قلاب در نسخهء أصل نيست ودر ساير نسخ هست .